خرید بک لینک
سکانس 00337

فكر میكردم آدم ها همان طور كه آمده اند،میروند.نمی دانستم كه نمیروند میمانند.ردشان میماند حتی اگر همه چيزشان را هم با خودشان بردارند و بروند.

+ تاريخ جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶ساعت نويسنده من |

برچسب: سکانس, نویسنده: باران اسدیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:06

*فکر میکردم اگه بنویسم و غم هام خونده بشن از بار روی دوشم و فکرام کم میشه تا یه مدت هم واقعا جواب داد ولی الان دیگه نه آدما میخوننت یه نگاهی بهت میندازن و رد میشن آدما فکر میکنن تو همیشه باید همون دختر شاد و شیطون و خوشحال باشی اما نه ... دنیای من اینجوری نیستبا تمام مشکلات و ناراحتیام میخندم و بقیه از خنده های قشنگم تعریف میکنن اما هیشکی هیچوقت نمیفهمه چی میکشم! خسته و ناامیدم و دیگه حتی فکر نمیک

برچسب: سکانس, نویسنده: باران اسدیان تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:06

صفحه بندی